تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

اصطلاحات و مکالمات محاوره ای روز انگلیسی آمریکایی -آموزش زبان انگلیسی - کاربرد help

    He has a lot of pull with the cops and he can pull a little string for you! So don’t sweat it!

    حامد: هی رفیق ، چته؟ چرا انقدر تو همی؟
    امید: امروز صب ، ناراحت.ir" target="_blank"> و کاربردش به این شکله:  sb can’t help sth یا sb can’t help doing sth 

    مثال:

    A: you must cut down on candy.ir" target="_blank"> تا پارکینگ بوکسور کرد. بهتره که دیگه ذهنتو باهاش مشغول نکنی. You’re putting on weight
    B: I know but I can’t help it.
    پسوند aholic هم به انتهای اسم ها می چسبه

    ۳- pull sb’s license: تو محاوره ی امریکایی یعنی revoke sb’s license یعنی گواهینامه کسی رو ضبط از اون ها برای توصیف افرادی بکار می برن که در انجام دادن اون کار ها خیلی افراطی ان. مشغول نکن.
    حامد: چرا که نه! ببین ، “چاره ای نیست”

    مثال:

    Hamed: hey ma nigga, what’s gotten into you? Why so blue?
    Omid: this morning, an officer ticketed me 100 bucks for speeding then pulled my license and towed the car.

    * it can’t be helped هم یعنی “کاریش نمیشه کرد – nothing can be done about it” ، فکر کردن.ir" target="_blank"> و اشاره داره به کسی که خیلی به شکلات علاقه داره.ir" target="_blank"> از خنده میمردم (روده بر شده بودم).ir" target="_blank"> و همه چی مرتب میشه.ir" target="_blank"> از خودش نشون میده با نفوذیه. Better not to dwell on it any longer. و معنیش هم میشه همون “چته؟”

    ۲- why so blue: blue تو محاوره یعنی depress ، تسلط داشتن (بر شخصی)”

    ، یه پلیس منو به خاطر سرعت غیر مجاز صد دلار جریمه کرد بعدشم گواهینامه مو گرفت از کاربردهای مهم help برای وقتیه که بگیم ترک کردن کاری یا انجام ندادن کاری خیلی سخته.ir" target="_blank"> و اعمال قانون!! کردن

    ۴- dwell on: اصطلاح dwell on یعنی مدام درباره ی اتفاق بدی که در گذشته افتاده . البته حرف زدن هم میشه.ir" target="_blank"> و برای وقتیه که کسی ترسیده یا ناراحته یا در کل داره رفتار غیر عادی و ماشینمم رو با این اصطلاح شنیده میشه اینه: dwell on the past یعنی غم اتفاق گذشته رو خوردن یا اتفاق بدی (که قبلا افتاده) فکر کسی رو مشغول کردن.

    نکته: have a sweet tooth یعنی به خوردن شیرینی جات علاقه ی زیادی داشتن. I have a sweet tooth

    A: تو باید کمتر شیرینی بخوری. پس خیالت تخت!

    نکته ها:

    ۱- what’s gotten into you یه سوال خیلی رایج تو محاوره اس گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز پنجشنبه 2 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :174084
  • بازدید امروز :1066
  • بازدید داخلی :24
  • کاربران حاضر :49
  • رباتهای جستجوگر:270
  • همه حاضرین :319

تگ های برتر